این روزای ما....
سلام قند عسلم بلاخره مامانی از تنبلی در اومد و می خواد پست جدید بزاره مامانی دیگه چیزی از ماه رمضان هم نمونده تو این 25 روزی که گذشته اتفاقای خوب و بد داشتیم مهمونی رفتیم کلی با بچه های فامیل بازی کردی بعضی شب ها که هوا خیلی خوب بود بابایی می برتمون بیرون و یه چرخی میزنیم آخه این روزای بعد افطار حال و هوای خاصی داره یا شاید به نظرمن اینطوریه وآخرشب هم میریم بستنی می خوریم و اکثرا تا برسیم خونه شما خوابتون برده .... گلم یه چند روزی هم رفتیم شهرستان چون یکی از فامیل های دور بابایی فوت شده بود که خدا بیامرزدش باعث شد چند روزی با فامیل های بابایی دورهم باشیم و بگردیم البته ب...
نویسنده :
مامان علی(نازی)
14:16








